نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در سه شنبه هجدهم آبان 1389 ساعت 9:9 موضوع | لینک ثابت


عید قربان، عید سرسپردگی وبندگی

عید قربان، عید سرسپردگی وبندگی

"به مناسبت فرارسیدن دهم ذی الحجه الحرام وعید سعید قربان"

 

"به مناسبت فرارسیدن دهم ذی الحجه الحرام وعید سعید قربان"

قربان هر کار نيکي است که انسان به وسيله آن بخواهد به رحمت خدا نزديک گردد. بر این اساس می توان گفت قرباني نیز رمز فداکاري و ازخودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان که خون قرباني را در راه خالق يکتا بي دريغ مي ريزیم، حاضریم بدون هرگونه تعقل و تامل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني خداوند متعال، از جان خود نيز بگذریم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدسش نمایيم


عید قربان، پاک ترین عیدها است زیرا عید سر سپردگی و بندگی است، عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.
عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند.
عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات"مرحله شناخت" و مشعر "محل آگاهي و شعور" و منا "سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق" فرامى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز زائر بیت الله الحرام، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده، قربانی مى كند تا سبك بال شود.

خالی از لطف نخواهد بود اگر قبل ازآنکه به ریشه و سابقه عید قربان بپردازیم ، دو واژه «عید» و «قربان» را اندکی بررسی نماییم و با معانی و تفاسیر مختلف آن آشنا شویم:
لفظ «عید» از ماده «ع.و.د» است که به معنی «بازگشتن برای هدف مشخص» می باشد، ولی اولين معنايي که از عيد به ذهن مي رسد، تغييراتي است که انسان در ظاهر خود و يا در طبيعت مي بيند . اين آرايش ظاهري همچون پوشيدن لباس نو و آمدن بهار طبيعت به يک معنا عيد ناميده شده است.
از سوی دیگر در روايتي از امير
عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات"مرحله شناخت" و مشعر "محل آگاهي و شعور" و منا "سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق" فرامى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز زائر بیت الله الحرام، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده، قربانی مى كند تا سبك بال شود
المومنين علي عليه السلام آمده است که : «هر روزي که انسان در آن به زشتي آلوده نگردد آن روز عيد است» چرا که زشتي مهمترين بستر ظهور نزاع ميان آدميان است وباعث برهم خوردن آرامش دروني و بيروني انسان ها مي گردد و اين همان چيزي است که با عيد يعني آرامش و شادماني منافات دارد.
در تعریف قربان نیز آورده اند که:
«والقربان ما يقصد به القرب من رحمه الله من اعمال البر»
یعنی: قربان هر کار نيکي است که انسان به وسيله آن بخواهد به رحمت خدا نزديک گردد. بر این اساس می توان گفت قرباني نیز رمز فداکاري و ازخودگذشتگي و دادن جان در راه محبوب و حد نهايي تسليم در برابر معبود است يعني همچنان که خون قرباني را در راه خالق يکتا بي دريغ مي ريزیم، حاضریم بدون هرگونه تعقل و تامل در راه دفاع از حريم دين و اجراي فرامين آسماني خداوند متعال، از جان خود نيز بگذریم و خون خود را تقديم پيشگاه اقدسش نمایيم.
عید قربان را عید اضحی نیز می گویند و وجه تسمیه آن بدین لحاظ است که اضحی جمع (ضحی) است كه به معنای ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب می باشد و ضحی به موقعی گفته می شود كه خورشید، قبل از ظهر بالا می آید چنانچه در قرآن كریم آمده است: والشمس و ضحیها (قسم به خورشید و چاشتگاه آن). و چون حجاج موقع بالا آمدن آفتاب قربانی می كنند و قربانی را اضحیه یا ضحیه گویند بدین سبب روز دهم ذی الحجه را كه قبل از ظهر آن، عمل قربانی انجام می شود عید اضحی نیز می گویند.

این روز که يکى از دوعید بزرگ اسلامى است، داراى منزلتى والا نزد عموم مسلمانان مي باشد، این روز، روز خجسته و مبارکى است که مسلمانان به حج رفته، پس از تمام شدن ‏اعمال حجشان، قربانى مى ‏کنند و پس از قربانى، آنچه بر آنان در حال احرام حرام شده‏ بود، حلال مى ‏گردد، لذا آن روز را عيد تلقى مى ‏کنند عيدى که پس از انجام وظايف ‏سنگين حج، به عنوان جايزه الهى
عید قربان را عید اضحی نیز می گویند و وجه تسمیه آن بدین لحاظ است که اضحی جمع (ضحی) است كه به معنای ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب می باشد و ضحی به موقعی گفته می شود كه خورشید، قبل از ظهر بالا می آید چنانچه در قرآن كریم آمده است: والشمس و ضحیها (قسم به خورشید و چاشتگاه آن). و چون حجاج موقع بالا آمدن آفتاب قربانی می كنند و قربانی را اضحیه یا ضحیه گویند بدین سبب روز دهم ذی الحجه را كه قبل از ظهر آن، عمل قربانی انجام می شود عید اضحی نیز می گویند.
و رهايى از احرام پيش مى‏آيد.
منشاء این روز به عنوان عید ، ريشه در زمان حضرت ابراهيم دارد زیرا مطابق بيان قرآن كريم، حضرت ابراهيم علیه السلام، از جانب خدا ماموريت يافت فرزندش اسماعيل را ذبح نمايد. لذا ایشان پس از مشورت با اسماعيل علیه السلام، آماده اجراي فرمان الهي شدند اما با صبر در اطاعت و تسليم و رضايت از آزمايش الهي سرافراز بيرون آمدند و خداوند با تبديل ذبح اسماعیل علیه السلام به قرباني او را به پدر برگرداند و پيامبران پس از حضرت ابراهيم از نسل ايشان برگزيده شدند. از این روی، خداوند براي بزرگداشت اين خاطره توحيدي و اخلاص الهي مقرر فرموده که هر سال در موسم حج در وادي مني توسط زوار بيت الله الحرام گوسفند، گاو و يا شتري ذبح گردد تا آن صحنه فوق العاده درخشان چون نوري براي هميشه در تاريخ انسانيت بدرخشد و خاطره ازخودگذشتگي آن دو بنده مخلص (ابراهيم و اسماعيل) سندي براي نمايش شرف و فضيلت آدميت باشد.

در کنار اعمال خاص این روز که به صورت مبسوط در کتب مختلف آورده شده است، مطلب دیگری ذهن انسان را به خود مشغول می کند و آن تجدید و تازه شدن اندوه آل محمد علیهم السلام است. زیرا طبق فرموده امام باقرعليه السلام اندوه آل محمدعليهم السلام در هر روز عيدي تازه مي گردد و دليل آن عدم برقراري حاكميت اسلامي به رهبري اهل بيت و محروميت بشريت از زمامداري و مرجعيت اهل بيت عليهم السلام است.
عبدالله بن ذبيان از امام باقرعليه السلام نقل كرده كه به او فرموده اند:
« يا عبدالله مامن يوم عيدللمسلمين اضحي ولافطرالا وهويجددالله لال محمدعليهم السلام فيه حزنا» .
یعنی: اي عبدالله ! هيچ روز عيدي از قربان و فطر بر مسلمانان نمي گذرد جز اين كه در آن اندوه و حزن آل محمدعليهم السلام تجديد و نو مي شود.
عرض كردم: چرا. فرمود: « انهم يرون حقهم في ايدي غيرهم». یعنی: آنان حقشان را در دستان ديگران مي بينند.
مطابق اين حديث شريف قرار داشتن حق اهل بيت در دستان ديگران عامل اندوه و حزن آنان است و اهل بيت در انتظار ظهور امام مهدي عليه السلام مي باشند تا حكومت اسلامي به رهبري اهل بيت عليهم السلام در سراسر جهان برقرار گردد و حق زمامداري و مرجعيت علمي به آنان باز گردد و بركات الهي بر مردم فرود آيد.


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در سه شنبه هجدهم آبان 1389 ساعت 9:6 موضوع | لینک ثابت


عید قربان

صدای پای عید می آید. عید قربان عید پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

عیدتون مبــــــــــــــارک

به کعبه گفتم تو از خاکی منم خاک ! چرا باید به دور تو بگردم ؟

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی برو با دل بیا تا من بگردم ! 


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در سه شنبه هجدهم آبان 1389 ساعت 9:5 موضوع | لینک ثابت


فرا رسیدن عید قربان و بندگی و بخشودگی بر تمامی مسلمانان مبارک باد.

 

عید قُربان (در عربی: عید الأضحی) یکی از روزهای فرخنده در گاه شماری اسلامی  است

روز دهم ماه قمری ذی الحجه، مصادف با عید قربان از گرامیترین عیدهای مسلمانان است که به یاد  ابراهیم  و فرزندش  اسماعیل ، توسط بسیاری از مسلمانان جشن گرفته می‌شود.

عید قربان که از جمله تعطیلات رسمی مسلمانان است، از یک تا چهار روز جشن گرفته می‌شود و در طی آن مردم با پوشیدن بهترین پوشاک خود، پس از انجام عبادات، به دید و بازدید و جشن و سرور می‌پردازند.

البته برگزار کردن مراسم قربانی در این عید بر همه واجب نیست و تنها بر زائران  کعبه  در مراسم  حج واجب است، اما بسیاری از مسلمانان در سراسر جهان در این روز، گوسفند،گاو یا شتری را قربانی کرده و گوشت آنرا بین همسایگان و  مستمندان تقسیم می‌کنند.

حاجیان در این روز پس از به پایان رساندن مناسک حج ،  حیوانی را  ذبح  می‌کنند و پس از قربانی آنچه بر آنان در حال احرام ، حرام  شده‏ بود - مانند نگاه کردن در آینه، گرفتن ناخن و شانه زدن مو -، حلال می‌گردد و با توجه به اینکه حج، یکی از عبادتهای بسیار مهم در اسلام است، توانایی به انجام رساندن آن نیز برای هر مسلمانی بسیار شادی آور است، در نتیجه، روزی که پس از انجام وظایف‏ سنگین حج، به عنوان جایزه الهی و اتمام احرام پیش می‌آید را عید می‌دانند.

همچنین در روایت‌های مکرری نقل شده که در روز عید قربان، قربانی کنید تا گرسنگان و بیچارگان نیز به خوراک برسند.


ریشه عید قربان

عید قربان ریشه در دوران قبل از تاریخ بشر دارد. انسان اولیه که از فهم طبیعت عاجز است، برای به دست اوردن ترحم خدایان دست به قربانی کردن حیوانات و انسان‌ها میزند. این سنت در اسلام نیز پذیرفته شده است.

در روایات مختلف دینی آمده است که ابراهیم در سن بالا دارای فرزندی شد که او را اسماعیل نام نهاد و برایش بسیار عزیز و گرامی بود. اما مدتها بعد، هنگامی که اسماعیل به سنین نوجوانی رسیده بود، فرمان الهی چندین بار در خواب به ابراهیم نازل شد و بدون ذکر هیچ دلیلی به او دستور داده شد تا اسماعیل را قربانی کند.

او پس از کشمکشهای فراوان درونی، در نهایت با موافقت خالصانه فرزندش، به محل مورد نظر می‌روند و ابراهیم آماده سر بریدن فرزند محبوب خود می‌شود. اما به هنگام انجام قربانی اسماعیل خداوند که او را سربلند در امتحان می‌یابد، گوسفندی را برای انجام ذبح به نزد ابراهیم می‌فرستد.

این ایثار و عشق پیامبر به انجام فرمان خدا، فریضه‌ای برای حجاج می‌گردد تا در این روز قربانی کنند و از این طریق برای یتیمان و تهیدستان خوراکی فراهم سازند. دراین روز همچنین مستحب است که نماز عید قربان برپا گردد. نماز عید قربان باید در فاصله زمانی طلوع آفتاب روز عید تا ظهر خوانده شود و شامل دو رکعت است.

کرپن‌ها، همان روحانیان دین "مهر" بوده‌اند و به دلیل قربانی کردن "گاو" از سوی ایشان، واژه

"قربانی" نیز از همینان برگرفته شدهٔ


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در سه شنبه هجدهم آبان 1389 ساعت 9:3 موضوع | لینک ثابت


میلاد هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا مبارک


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 ساعت 12:55 موضوع | لینک ثابت


ميلاد امام رضا (ع) مبارك


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389 ساعت 12:17 موضوع | لینک ثابت


احاديث منتخب امام سجاد عليه السلام

احاديث منتخب

امام سجاد عليه السلام


1- قالَ الاْمامُ عَلىّ بنُ الْحسَين، زَيْنُ الْعابدين (عَلَيْهِ السَّلام) :

ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْيَوْمِ الاْكْبَرِ:

مَنْ أَعْطى النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ يَقْدِمْ يَداً وَرِجْلاً حَتّى يَعْلَمَ أَنَّهُ فى طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ فى مَعْصِيَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أخاهُ بِعَيْب حَتّى يَتْرُكَ ذلكَ الْعِيْبَ مِنْ نَفْسِهِ.([1])

امام سجاد(عليه اسلام) فرمود: سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهى مى باشد و از سختى ها و شدايد صحراى محشر در امان است:

اوّل آن كه در كارگشائى و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد.

دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتى بينديشد كه كارى را كه مى خواهد انجام دهد يا هر سخنى را كه مى خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودى خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مى باشد.

سوّم قبل از عيب جوئى و بازگوئى عيب ديگران، سعى كند عيب هاى خود را برطرف نمايد.

2- قالَ(عليه السلام): ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلى خَطيئَتِهِ.([2])

فرمود: سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئى و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهائى كردن كه براى آخرت و دنيايش مفيد باشد.

و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود گريان و ناراحت باشد.

3- قالَ(عليه السلام): أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِيَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما يَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْياء مِنْ كُلِّ قَبِيح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.([3])

فرمود: هركس داراى چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتى خداوند را ملاقات مى كند كه از او راضى و خوشنود است:

1 ـ خصلت خودنگهدارى و تقواى الهى به طورى كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نمايد.

2 ـ راست گوئى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.

3 ـ حيا و پاكدامنى نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.

4 ـ خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عيال خود.

4- قالَ(عليه السلام): يَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَيْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً.([4])

فرمود: اى فرزند آدم، تا آن زمانى كه در درون خود واعظ و نصيحت كننده اى دلسوز داشته باشى، و در تمام امور بررسى و محاسبه كارهايت را اهميّت دهى، و در تمام حالات ـ از عذاب الهى ـ ترس و خوف داشته باشى; در خير و سعادت خواهى بود.

5- قالَ(عليه السلام): وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَليل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثير، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِى الْحَلالِ.([5])

فرمود: حقّى كه شكم بر تو دارد اين است كه آن را ظرف چيزهاى حرام ـ چه كم و چه زياد ـ قرار ندهى و بلكه در چيزهاى حلال هم صرفه جوئى كنى و به مقدار نياز استفاده نمائى.

6- قالَ(عليه السلام): مَنِ اشْتاقَ إلى الْجَنَّةِ سارَعَ إلى الْحَسَناتِ وَسَلاعَنِ الشَّهَواتِ، وَمَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَراجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.([6])

فرمود: كسى كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهاى نيك، سرعت مى نمايد و شهوات را زير پا مى گذارد; و هركس از آتش قيامت هراسناك باشد به درگاه خداوند توبه مى كند و از گناهان و كاهاى زشت دورى مى جويد.

7- قالَ(عليه السلام): طَلَبُ الْحَوائِجِ إلىَ النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَياةِ وَمَذْهَبَةٌ لِلْحَياءِ، وَاسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَهُوَ الْفَقْرُ الْحاضِرِ، وَقِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَى الْحاضِر.([7])

فرمود: دست نياز به سوى مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خوارى در زندگى و در معاشرت خواهد بود.

و نيز موجب از بين رفتن حياء و ناچيز شدن شخصيت خواهد گشت به طورى كه هميشه احساس نياز و تنگ دستى نمايد.

و هرچه كمتر به مردم رو بيندازد و كمتر درخواست كمك نمايد بيشتر احساس خودكفائى و بى نيازى خواهد داشت.

8- قالَ(عليه السلام): اَلْخَيْرُ كُلُّهُ صِيانَةُ الاْنْسانِ نَفْسَهُ.([8])

فرمود: سعادت و خوشبختى انسان در حفظ و كنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه كار زشت و خلاف است.

9- قالَ(عليه السلام): سادَةُ النّاسِ فى الدُّنْيا الأَسْخِياء، وَ سادَةُ الناسِ في الآخِرَةِ الاْتْقياءِ.([9])

فرمود: در اين دنيا سرور مرد، سخاوتمندان هستند; ولى در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزكاران خواهند بود.

10- قالَ(عليه السلام): مَنْ زَوَّجَ لِلّهِ، وَوَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ يَوْمَ الْقِيامَةِ.([10])

فرمود: هركس براى رضا و خوشنودى خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت مفتخر و سربلند مى گرداند.

11- قالَ(عليه السلام): مَنْ زارَ أخاهُ فى اللّهِ طَلَباً لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَيَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَك، وَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِنْ خَلْف ألاطِبْتَ وَطابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.([11])

فرمود: هركس به ديدار دوست و برادر خود برود و براى رضاى خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن كه به وعده هاى الهى برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند كرد، همچنين مورد خطاب قرار مى گيرد كه از آلودگى ها پاك شدى و بهشت گوارايت باد.

پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند مورد رحمت قرار خواهد گرفت.

12- قالَ(عليه السلام): إنْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ يَمينِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلى يَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَيْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.([12])

فرمود: چنانچه شخصى تو را بدگويى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذيرا باش.

13- قالَ(عليه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَيْفَ لايَحْتَمى مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.([13])

فرمود: تعجّب دارم از كسى كه نسبت به تشخيص خوب و بد خوراكش اهتمام مىورزد كه مبادا ضررى به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر كارهايش اهميّت نمى دهد، و نسبت به مفاسد دنيائى، آخرتى روحى، فكرى، اخلاقى و... بى تفاوت است.

14- قالَ(عليه السلام): مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِناً مِنْ جُوع أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَمَنْ سَقى مُؤْمِناً مِنْ ظَمَأ سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحيقِ الْمَخْتُومِ، وَمَنْ كَسا مُؤْمِناً كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّيابِ الْخُضْرِ.([14])

فرمود: هركس مؤمن گرسنه اى را طعام دهد خداوند او را از ميوه هاى بهشت اطعام مى نمايد، و هر كه تشنه اى را آب دهد خداوند از چشمه گواراى بهشتى سيرآبش مى گرداند، و هركس برهنه اى را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتى ـ كه بهترين نوع و رنگ مى باشد ـ خواهد پوشاند.

15- قالَ(عليه السلام): إنَّ دينَ اللّهِ لايُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَالاْراءِ الْباطِلَةِ، وَالْمَقاييسِ الْفاسِدَةِ، وَلايُصابُ إلاّ بِالتَّسْليمِ، فَمَنْ ـ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، ومَنِ اهْتَدى بِنا هُدِىَ، وَمَنْ دانَ بِالْقِياسِ وَالرَّأْىِ هَلَكَ.([15])

فرمود: به وسيله عقل ناقص و نظريه هاى باطل، و مقايسات فاسد و بى اساس نمى توان احكام و مسائل دين را به دست آورد; بنابراين تنها وسيله رسيدن به احكام واقعى دين، تسليم محض مى باشد; پس هركس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافى در امان است و هر كه به وسيله ما هدايت يابد خوشبخت خواهد بود.

و شخصى كه با قياس و نظريات شخصى خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاك مى گردد.

16- قالَ(عليه السلام): الدُّنْيا سِنَةٌ، وَالاْخِرَةُ يَقْظَةٌ، وَنَحْنُ بَيْنَهُما أضْغاثُ أحْلامِ.([16])

فرمود: دنيا همچون نيمه خواب (چرت) است و آخرت بيدارى مى باشد و ما در اين ميان رهگذر، بين خواب و بيدارى به سر مى بريم.

17- قالَ(عليه السلام): مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فى بِلادِهِ، وَيَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحينَ، وَتَكُونَ لَهُ أوْلادٌ يَسْتَعينُ بِهِمْ.([17])

فرمود: از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نمايد و شريكان و مشتريانش افرادى صالح و نيكوكار باشند، و نيز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.

18- قالَ(عليه السلام): آياتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَيَنْبَغى لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فيها.([18])

فرمود: هر آيه اى از قرآن، خزينه اى از علوم خداوند متعال است، پس هر آيه را كه مشغول خواندن مى شوى، در آن دقّت كن كه چه مى يابى.

19- قالَ(عليه السلام): مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّة لَمْ يَمُتْ حَتّى يَرى رَسُولَ اللّهِ (صلى الله عليه وآله وسلم)، وَيَرَى مَنْزِلَهُ فى الْجَنَّةِ.([19])

فرمود: هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند، نمى ميرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم); و نيز جايگاه خود را در بهشت رؤيت مى نمايد.

20- قال(عليه السلام): يا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ يَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَعَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ يَجِبُ عَلَيْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فى الاْجْرِ.([20])

فرمود: شماهائى كه به مكّه نرفته ايد و در مراسم حجّ شركت نكرده ايد، بشارت باد شماها را به آن حاجيانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ ديدار و ـ مصافحه كنيد تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شريك باشيد.

21- قالَ(عليه السلام): الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضاءِ، مِنْ أعْلى دَرَجاتِ الْيَقينِ.([21])

فرمود: شادمانى و راضى بودن به سخت ترين مقدّرات الهى از عالى ترين مراتب ايمان و يقين خواهد بود.

22- قالَ(عليه السلام): ما مِنْ جُرْعَة أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ جُرْعَتَيْنِ: جُرْعَةُ غَيْظ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْم، أَوْ جُرْعَةُ مُصيبَة رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْر.([22])

فرمود: نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از يكى از اين دو حالت نيست: حالت غضب و غيظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و ديگرى حالت بلا و مصيبتى كه مؤمن آن را با شكيبائى و صبر بگذراند.

23- قالَ(عليه السلام): مَنْ رَمَى النّاسَ بِما فيهِمْ رَمَوْهُ بِما لَيْسَ فيِهِ.([23])

فرمود: هركس مردم را عيب جوئى كند و عيوب آنان را بازگو نمايد و سرزنش كند، ديگران او را متهّم به غير واقعيّات مى كنند.

24- قالَ(عليه السلام): مُجالَسَةُ الصَّالِحيِنَ داعِيَةٌ إلى الصَّلاحِ، وَ أَدَبُ الْعُلَماءِ زِيادَةٌ فِى الْعَقْلِ.([24])

فرمود: هم نشينى با صالحان انسان را به سوى صلاح و خير مى كشاند; و معاشرت و هم صحبت شدن با علماء، سبب افزايش شعور و بينش مى باشد.

25- قالَ(عليه السلام): إنَّ اللّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْب حَزين، وَ يُحِبُّ كُلَّ عَبْد شَكُور.([25])

فرمود: همانا خداوند مهربان دوست دارد هر قلب حزين و غمگينى را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد); و نيز هر بنده شكرگذارى را دوست دارد.

26- قالَ(عليه السلام): إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَم يَشْرُفُ عَلى جَميعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباح فَيَقُولُ: كَيْفَ أصْبَحْتُمْ؟

فَيَقُولُونَ: بِخَيْر إنْ تَرَكْتَنا، إنَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.([26])

فرمود: هر روز صبحگاهان زبان انسان بر تمام اعضاء و جوارحش وارد مى شود و مى گويد: چگونه ايد؟ و در چه وضعيّتى هستيد؟

جواب دهند: اگر تو ما را رها كنى خوب و آسوده هستيم، چون كه ما به وسيله تو مورد ثواب و عقاب قرار مى گيريم.

27- قالَ(عليه السلام): ما تَعِبَ أوْلِياءُ اللّهُ فِى الدُّنْيا لِلدُّنْيا، بَلْ تَعِبُوا فِى الدُّنْيا لِلاْخِرَةِ.([27])

فرمود: دوستان و اولياء خدا در فعاليّت هاى دنيوى خود را براى دنيا به زحمت نمى اندازند و خود را خسته نمى كنند بلكه براى آخرت زحمت مى كِشند.

28- قالَ(عليه السلام): لَوْ يَعْلَمُ النّاسُ ما فِى طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْبِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.([28])

فرمود: چنانچه مردم منافع و فضايل تحصيل علوم را مى دانستند هر آينه آن را تحصيل مى كردند گرچه با ريخته شدن و يا فرو رفتن زير آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.

29- قال(عليه السلام): لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماءِ وَ الاْرْضِ أنْ يَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ يَقْدِرُوا.([29])

فرمود: چنانچه تمامى اهل آسمان و زمين گِرد هم آيند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصيف و تعريف كنند، قادر نخواهند بود.

30- قالَ(عليه السلام): ما مِنْ شَيْىء أحبُّ إلى اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْن وَفَرْج، وَما شَيْىءٌ أَحَبُّ إلى اللّهِ مِنْ أنْ يُسْألَ.([30])

فرمود: بعد از معرفت به خداوند چيزى محبوب تر از دور نگه داشتن شكم و عورت ـ از آلودگى ها و هوسرانى ها و گناهان ـ نيست، و نيز محبوبترين كارها نزد خداوند مناجات و درخواست نيازمنديها به درگاهش مى باشد.

31- قالَ(عليه السلام): إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ.([31])

فرمود: با فضيلت ترين ومهمترين مجاهدت ها، عفيف نگه داشتن شكم و عورت است ـ از چيزهاى حرام و شبهه ناك ـ .

32- قالَ(عليه السلام): إبْنَ آدَم إنَّكَ مَيِّتٌ وَمَبْعُوثٌ وَمَوْقُوفٌ بَيْنَ يَدَىِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ جَواباً.([32])

فرمود: اى فرزند آدم! (اى انسان! تو) خواهى مُرد و سپس محشور مى شوى و در پيشگاه خداوند متعال جهت سؤال و جواب احضار خواهى شد، پس جوابى (قانع كننده و صحيح در مقابل سؤال ها) مهيّا و آماده كن.

33- قالَ(عليه السلام): نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِى وَجْهِ أخِيهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَالْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة.([33])

فرمود: نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

34- قالَ(عليه السلام): إيّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَة أَوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَإيّاكَ وَمُصاحَبَةُ الْقاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإنّى وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فى كِتابِ اللّهِ.([34])

فرمود: بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به يك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد; و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله رحم مى باشد چون كه او را در كتاب خدا ملعون يافتم.

35- قالَ(عليه السلام): أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعات: السّاعَةُ الَّتى يُعايِنُ فيها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَالسّاعَةُ الَّتى يَقُومُ فيها مِنْ قَبْرِهِ، وَالسَّاعَةُ الَّتى يَقِفُ فيها بَيْنَ يَدَيِ الله تَبارَكَ وَتَعالى، فَإمّا الْجَنَّةُ وَإمّا إلَى النّارِ.([35])

فرمود: مشكل ترين و سخت ترين لحظات و ساعات دوران ها براى انسان، سه مرحله است:

1 ـ آن موقعى كه عزرائيل بر بالين انسان وارد مى شود و مى خواهد جان او را برگيرد.

2 ـ آن هنگامى كه از درون قبر زنده مى شود و در صحراى محشر به پا مى خيزد.

3 ـ آن زمانى كه در پيشگاه خداوند متعال ـ جهت حساب و كتاب و بررسى اعمال ـ قرار مى گيرد و نمى داند راهى بهشت و نعمت هاى جاويد مى شود و يا راهى دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.

36- قالَ(عليه السلام): إذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شيعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَديدِ، وَجَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعينَ رَجُلاً.([36])

فرمود: هنگامى كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحى له الفداء و عجّ) قيام و خروج نمايد خداوند بلا و آفت را از شيعيان و پيروان ما بر مى دارد ودل هاى ايشان را همانند قطعه آهن محكم مى نمايد، و نيرو و قوّت هر يك از ايشان به مقدار نيروى چهل نفر ديگران خواهد شد.

37- قالَ(عليه السلام): عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناءِ وَتَرَكَ دارَ الْبقاء.([37])

فرمود: بسيار عجيب است از كسانى كه براى اين دنياى زودگذر و فانى كار مى كنند و خون دل مى خورند ولى آخرت را كه باقى و ابدى است رها و فراموش كرده اند.

38- قالَ(عليه السلام): رَأْيْتُ الْخَيْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِى قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِى أيْدِى النّاسِ.([38])

فرمود: تمام خيرات و خوبى هاى دنيا و آخرت را در چشم پوشى و قطع طَمَع از زندگى و اموال ديگران مى بينم (يعنى قناعت داشتن).

39- قالَ(عليه السلام): مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فيهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أيْسَرِ ما فيهِ.([39])

فرمود: كسى كه بينش و عقل خود را به كمال نرساند ـ و در رُكود فكرى و فرهنگى بسر برد ـ به سادگى در هلاكت و گمراهى و سقوط قرار خواهد گرفت.

40- قالَ(عليه السلام): إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَكَمالَ دينِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فيما لايُغْنيهِ، وَقِلَّةُ ريائِهِ، وَحِلْمُهُ، وَصَبْرُهُ، وَحُسْنُ خُلْقِهِ.([40])

فرمود: همانا معرفت و كمال دين مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و ديگران ـ سودى ندارد.

همچنين از ريا و خودنمائى دورى جستن; و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكيبا بودن; و نيز داراى اخلاق پسنديده و نيك سيرت بودن است.


پاورقيها:
[1] ـ تحف العقول: ص204، بحارالأنوار: ج 75، ص 141، ح 3.
[2] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 75، ص 140، ح 3.
[3] ـ مشكاة الأنوار: ص 172، بحارالأنوار: ج 66، ص 385، ح 48.
[4] ـ مشكاة الأنوار: ص 246، بحارالأنوار: ج 67، ص 64، ح 5.
[5] ـ تحف العقول: ص 186، بحارالأنوار: ج 71، ص 12، ح 2.
[6] ـ تحف العقول: ص 203، بحارالأنوار: ج 75، ص 139، ح 3.
[7] ـ تحف العقول: ص 210، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
[8] ـ تحف العقول: ص201، بحارالأنوار: ج 75، ص 136، ح 3.
[9] ـ مشكاة الأنوار: ص 232، س 20، بحارالأنوار: ج 78، ص 50، ح 77.
[10] ـ مشكاة الأنوار: ص 166، س 3.
[11] ـ مشكاة الأنوار: ص 207، س 18.
[12] ـ مشكاة الأنوار: ص 229، س 10، بحارالأنوار: ج 78، ص 141، ح 3.
[13] ـ أعيان الشّيعة: ج 1، ص 645، بحارالأنوار: ج 78، ص 158، ح 19.
[14] ـ مستدرك الوسائل: ج 7، ص 252، ح 8.
[15] ـ مستدرك الوسائل: ج 17، ص 262، ح 25.
[16] ـ تنبيه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 343، س 20.
[17] ـ وسائل الشيعة: ج 17، ص 647، ح 1، ومشكاة الأنوار: ص 262.
[18] ـ مستدرك الوسائل: ج 4، ص 238، ح 3.
[19] ـ من لا يحضره الفقيه: ج 2، ص 146، ح 95.
[20] ـ همان مدرك: ج 2، ص 147، ح97.
[21] ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 413، ح 16.
[22] ـ مستدرك الوسائل: ج 2، ص 424، ح 21.
[23] ـ بحار الأنوار: ج 75، ص 261، ح 64.
[24] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 141، ضمن ح 30، و ج 75، ص 304.
[25] ـ كافى: ج 2، ص 99، بحارالأنوار: ج 71، ص 38، ح 25.
[26] ـ اصول كافى: ج 2، ص 115، وسائل الشّيعة: ج 12، ص 189، ح 1.
[27] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 92، ضمن ح 69.
[28] ـ اصول كافى: ج 1، ص 35، بحارالأنوار: ج 1، ص 185، ح 109.
[29] ـ اصول كافى: ج 1، ص 102، ح 4.
[30] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 41، ح 3.
[31] ـ مشكاة الأنوار: ص 157، س 20.
[32] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 70، ص 64، ح 5.
[33] ـ تحف العقول: ص 204، بحارالأنوار: ج 78، ص 140، ح 3.
[34] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 74، ص 196، ح 26.
[35] ـ بحار الأنوار: ج 6، ص 159، ح 19، به نقل از خصال شيخ صدوق.
[36] ـ خصال: ج 2، ص 542، بحارالأنوار: ج 52، ص 316، ح 12.
[37] ـ بحارالأنوار: ج 73، ص 127، ح 128.
[38] ـ اصول كافى: ج 2، ص 320، بحارالأنوار: ج 73، ص 171، ح 10.
[39] ـ بحارالأنوار: ج 1، ص 94، ح 26، به نقل از تفسير امام حسن عسكرى (عليه السلام).
[40] ـ تحف العقول: ص 202، بحارالأنوار: ج 2، ص 129، ح 11.


منبع: سايت انديشه قم


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در سه شنبه ششم مهر 1389 ساعت 9:14 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 ساعت 11:33 موضوع | لینک ثابت


قرآن و شب قدر

قرآن و شب قدر

در برخی از احادیث آمده است كه راوی به امام جعفر صادق علیه السلام می‌گوید:

درباره شب قدر، به من اطلاعاتی بدهید! آیا این شب، فقط در روزگاران گذشته] مثلا روزگار حیات پیامبر صلی الله علیه و آله[ بوده است ]و اكنون دیگر نیست[، یا این كه شب قدر، در هر سال، هست؟ امام می‌فرماید: "لو رفعت لیلة القدر، لرفع القرآن" – اگر شب قدر را بردارند، قرآن را نیز بر می‌دارند.(1)

این بیان امام صادق علیه السلام اشاره است به فلسفه غایی نزول انسان به زمین. جهان ارضی، از آن رو منزلگاه انسان قرار داده شد، تا انسان در این منزلگاه، آزمایش شود، و كامل و ناقص، و سعید و شقی، از هم باز شناخته آید، و سرانجام، انسان به حركت تكاملی و كمالی بپردازد، و به سوی خدا برود. این امر مستلزم برقرار بودن جهان ارض است. برقرار بودن جهان ارض، مستلزم حكمت و تقدیر، و اجرا و تدبیر است، و این همه مربوط به شب قدر و تنظیم امور، و حضور ولی و حجت است. پس از برقرار شدن اینها همه، كتاب شناخت و عمل لازم است. پس حكمت بقای جهان ارضی، حركت تكاملی انسان است، در رابطه با كتاب و حجت. و چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضی است، این است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نیز برداشته خواهد شد. و تكلیفی و فعلی و حركتی باقی نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا این دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا این هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلی، در صورتی تكامل و كمال است، كه به پیروی از این دو انجام یابد، و در خط تعلیمی و ارشادی این دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد – آری: "… ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا."

چون برداشتن شب قدر، به منزله بر هم زدن جهان ارضی است، این است كه در صورت برداشته شدن شب قدر، قرآن نیز برداشته خواهد شد. و تكلیفی و فعلی و حركتی باقی نخواهد بود. پس تا جهان هست، شب قدر هست، و تا شب قدر هست، قرآن است. و تا این دو هست، حجت هست، كه صاحب شب قدر هست، و حامل علم قرآن. و تا این هر دو هست، امكان حركت و فعل و تكامل هست. و هر حركت و فعلی، در صورتی تكامل و كمال است، كه به پیروی از این دو انجام یابد، و در خط تعلیمی و ارشادی این دو (كتاب و حجت) قرار داشته باشد.

بدینگونه این بیان امام نیز اشاره است به همان حكمت عمیق، و راز عظیم وجود و ارتباط و امتزاج هدایت تكوینی و هدایت تشریعی، و رابطه مستقیم "حجت صامت" – یعنی: "قرآن"، با "حجت ناطق" – یعنی: امام. و این تعلیم، توضیح سخن معروف پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است، در "حدیث ثقلین"، كه در پیش ذكر شد. در بسیاری از متون "حدیث ثقلین" این جمله نیز آمده است:

"لن یفترقا حتی یردا علی الحوض."

- این دو نهاد گرانبها (كه در میان امت می‌گذارم و می‌روم، یعنی: قرآن و امام)، تا روز قیامت، كه در لب حوض كوثر، نزد من باز آیند، از یكدیگر جدا نشوند.

در پایان این بحث، مطلب عظیم دیگری قابل اشاره است و آن مطلب، رابطه علم امام است با "شب قدر" از سویی، و با "قرآن كریم" از سویی دیگر. آیا آن چه از امور و مقدرات، در شب قدر، بر امام عرضه می‌گردد، و در مرحله تحقق و اجرا، به دست امام اجرا می‌شود، در چه ارتباطی با قرآن كریم، و آیات، و علوم و كلمات، و اسرار قرآن قرار دارد؟ این مسئله، از نظر شناخت ابعاد گوناگون قرآن كریم، و بواطن آیات، و قدرت‌های نهفته در آنها، اهمیت بسیار دارد. خواص واقعی آیات، كه گاه در جاهایی ذكر شده است – به این شناخت بستگی دارد، و تحقق آن خواص نیز، بیشتر، در گرو پیدا كردن علمی از این رشته است.

در تایید این موضوع، یادآوری این امر نیز مفید است، كه می‌بینیم نزول قرآن در شب قدر بوده است، بلكه در سوره "قدر" و سوره "دخان" نخست سخن از نزول قرآن، در این شب رفته است، و سپس خود شب قدر و محتوی و حقایق آن بیان گشته است.


علی و شب قدر

امام علی علیه السلام در حدیثی كه برخی از مقامات خویش را برای حارث همدانی یاد می‌كند، می‌گوید: "مرا در شب قدر، همه ساله، نیرویی افزون رسد. و این در فرزندانم كه نگهبانان دینند، چنان آمدن شب و روز، تا قیامت باقی است." (2) امام صادق علیه السلام – به نقل از پدر خویش – گوید:

هنگامی، علی علیه السلام، سوره "انا انزلناه" را می‌خواند، كه فرزندانش، حسن و حسین، در نزد او بودند. حسین به پدرش عرض كرد: ای پدر، وقتی تو این سوره را می‌خوانی، شیرینی و حلاوت دیگری از آن حس می‌شود؟

ما قرآن را، در شبی با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستادیم، تا خلق را بیاگاهانیم و هشدار دهیم. در این شب، هر كاری، بر طبق حكمت، فیصله می‌یابد، و تعیین می‌گردد. این همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو می‌فرستیم.

حضرت علی علیه السلام فرمود: ای فرزند پیامبر و ای فرزند من! من از این سوره چیزی می‌دانم كه تو (اكنون) نمی‌دانی. چون این سوره فرود آمد، جد تو پیامبر صلی الله علیه و آله مرا خواست. وقتی نزد او رفتم، سوره را خواند، آنگاه دست خویش را به روی شانه راست من نهاد و فرمود: ای برادر و وصی من، و ای ولی امت من پس از من، و ای جنگنده بی امان با دشمنان من … این سوره، پس از من، از آن تو است، و پس از تو، از آن دو فرزند تو است. جبرئیل – كه در میان فرشتگان او برادر من است – حوادث یك سال امت مرا (در شب قدر) به من خبر می‌دهد. پس از من این اخبار را به تو خواهد داد. "و لها نور ساطع، فی قلبك و قلوب اوصیائك الی مطلع فجر القائم" – و این سوره، در قلب تو، و در قلب اوصیای تو، همواره، نوری تابناك خواهد افشاند، تا به هنگام طلوع سپیده دمان ظهور قائم.(3)


لیله مباركه

شب قدر، در قرآن كریم، علاوه بر سوره "قدر"، در سوره "دخان" نیز مطرح گشته است. در آیات آغاز این سوره، از نزول قرآن در شب قدر، و تعیین امور بر طبق حكمت، سخن رفته است:

"انا انزلناه فی لیلة مباركه، انا كنا منذرین. فیها یفرق كل امر حكیم. امرا" من عندنا، انا كنا مرسلین."(4)

- ما قرآن را، در شبی با بركت و خجسته (شب قدر)، فرو فرستادیم، تا خلق را بیاگاهانیم و هشدار دهیم.

در این شب، هر كاری، بر طبق حكمت، فیصله می‌یابد، و تعیین می‌گردد. این همه به فرمان ماست، كه فرشتگان را فرو می‌فرستیم.

در این آیات نیز، سخن از شب قدر و شب تقدیر و بركت است، و سخن از نزول قرآن است، و فرود آمدن فرشتگان به امر خدا: در این لیله مباركه، قرآن را فرستادیم. در این شب، هر امری، بر طبق حكمت، فیصله می‌یابد، و جدا جدا تقدیر و تعیین می‌شود.

در این آیه نیز، فعل به صورت مستقبل (یفرق) ادا شده است، و دلالت بر استمرار دارد، می‌فهماند كه این تفریق و تحكیم امور، همواره در چنین شبی انجام می‌پذیرد.

تنظیم امور، در طول زمانی، مستلزم اجمال و تفصیل است، یعنی: نخست همه امور را به طور كلی تعیین كنند، و سپس جزئیات آن را در جریان تحقق قرار دهند. فرض كنید: شما برنامه و مخارج یك ساله خود را، همراه كارها و وظایفی كه دارید، ابتدا در نظر می‌گیرید و تعیین می‌نمایید. سپس در طول سال، بر طبق آن برنامه تعیین شده، به طور دقیق و منظم، عمل می‌كنید. این حقیقت كه لازمه طبیعی نظم و تنظیم است، و مربوط است به "تفریق" امور، یعنی: فیصله دهی و جدا نهی یك یك امور و مسائل، در حدیثی یاد شده است. در این حدیث، امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

قال: "فیها یفرق كل امر حكیم" فكیف یكون حكیما، الا ما فرق … (5)

خداوند فرموده است: "در این شب، هر كاری استوار و با حكمت، معین می‌شود". و چگونه چیزی، استوار و با حكمت تواند بود، مگر آنچه به طور مشخص، برنامه‌ریزی و تعیین شده باشد؟

بنابراین، جریان یافتن استوار و منظم امور گوناگون در عالم، با این همه ژرفی و پهناوری، با میلیاردها میلیارد اجزا و افراد، و با میلیاردها میلیارد قانون و ناموس چنین است كه نخست در برنامه‌ای دقیق، و تقدیر حكیمانه مقرر می‌گردد، و سپس در ارتباط با خلیفه خدا در زمین (یعنی: مجری و ناظر اجرا)، به مرحله تحقق می‌رسد. و بدینگونه، این آیات همه دلالت دارد بر استمرار وجود "حجت خدا" در زمین. و اكنون، حجت خدا در زمین، و واسطه فیض، و ولی مطلق، و به تعبیر شیخ بهاء الدین عاملی: "صاحب اسرار خدایی در این جهان"(6)، امام موعود، قطب دوران، روح جهان، حقیقت زمان، و عدل قرآن، حضرت حجت بن الحسن المهدی است، صلوات الله و سلامه علیه. و او خود، صاحب شب قدر است، و آستان اعلای او، محل فرود آمدن روح و فرشتگان است در شب قدر. در حدیث است كه:

مردمان، در شب قدر، در حال نمازند و دعا و مسئلت كردن از درگاه خدا و صاحب این امر، سرگرم است به كار فرشتگانی كه نزد او فرود می‌آیند و مقدرات و امور و پرونده حوادث سال را پیش او می‌آورند … (7)


پاورقی‌ها:

1- نورالثقلین، ج 5، ص 621.

2- بشارة المصطفی لشیعه المرتضی، ص 4 چاپ دوم نجف.

3- البرهان، ج 4، ص 487.

4- سوره دخان، آیه 3- 5.

5- تفسیر "البرهان"، ج 4، ص 487.

6- در قصیده معروف او: "وسیله الفوز و الامان فی مدج صاحب الزمان"، در این بیت:

امام الوری، طود النهی، منبع الهدی و صاحب "سر الله" فی هذه الدار.

29بیت، از این قصیده بلند و زیبا، با ترجمه، در "ادبیات و تعهد در اسلام" آورده شده است، صفحات 340 – 348.

7- "نورالثقلین"، ج 5، ص 641.

"استاد محمدرضا حكیمی"


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 ساعت 11:27 موضوع | لینک ثابت


شب قدر و اجابت دعا

شب قدر و اجابت دعا

امام علی غلیه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب صاحبانی دارد.»

شب قدر، بزرگترین، شریف‌ترین، پر ارج‌ترین و پر رمز و رازترین شب‌ها در گردونه زمان است كه قلم‌ها در وصفش می‌شكنند و زبان‌ها در توصیفش قاصر و عقل و تدبیرها در فهم آن مبهوت و متحیر می‌مانند.

شبی كه به فرموده امام صادق علیه السلام قلب رمضان به شمار می‌آید. بهترین شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كریم آن را شبی پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان می‌كند.

آیا به راستی بركتی بالاتر از این هست كه یك شب هم تراز هزار ماه یعنی 30 هزار شب یا 83 سال و 4 ماه قرار گیرد؟

چرا این شب «شب قدر» نامیده شده است؟ چه اسراری در آن نهفته و چه وقایع و حوادثی در آن رخ داده و می‌دهد؟

مفسران قرآن كریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم دین درباره نامگذاری این شب به «شب قدر» مطالب و دلایل زیادی آورده‌اند.

شب قدر یعنی شب بزرگ و باعظمت، زیرا در قرآن كریم «قدر» به معنای منزلت و بزرگی خدا آمده است. (حج /74)

همه مقدرات بندگان نیز در طول سال در این شب رقم می‌خورد. (دخان /4)

همچنان كه امام رضا علیه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از این سال تا سال بعد پیش خواهد آمد مقدر می‌فرماید از زندگی یا مرگ، از خوب یا بد یا روزی، پس آنچه خداوند در این شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمی خواهد بود.»

البته این امر هیچ گونه تضادی با آزادی اراده انسان و مساله اختیار ندارد زیرا تقدیر الهی به وسیله فرشتگان طبق شایستگی‌ها و لیاقت‌های افراد و میزان ایمان و تقوا و پاكی نیت و اعمال آنهاست.

بدون شك مفاهیمی چون وعده و وعید، انذار و بشارت، كیفر و پاداش در قرآن و روایات بدون اراده و اختیار انسان بی معنا خواهد بود.

حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوه‌هایی از حضور اراده و اختیار انسان است. بزرگترین اشتباه درباره حقیقت مشیت الهی این است كه گروهی خود را صاحب همه چیز می‌دانند و تصور می‌كنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسوولیت و اخلاق.

گروهی دیگر نیز فكر می‌كنند انسان موجودی مجبور است كه هیچ اختیار و آزادی ندارد و همه چیز توسط قضا و قدر تعیین می‌شود.

در حالی كه حقیقت امری میان این دو نظر است یعنی نه جبر قضا و قدر و نه واگذاری مطلق به بندگان، چرا كه بعضی از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام می‌دهیم مثل خوردن‌، آشامیدن‌، رفتن‌، آمدن و ... و در بعضی دیگر از كارها همچون به دنیا آمدن، از دنیا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نیست.

در شب قدر فرشتگان بسیاری به زمین می‌آیند به طوری كه زمین بر آنها تنگ می‌شود، لذا آن را «شب قدر» نامیده‌اند زیرا یكی از معانی «قدر» به معنای ضیق و تنگ است (اطلاق /7) و در این شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسیله فرشته صاحب قدر بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد.


پنهان بودن شب قدر

شب قدر در طول سال بیش از یك شب نیست و آن شب نیز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. این مساله، مورد قبول همه مسلمانان است كه هیچ گونه شك و تردیدی در آن وجود ندارد؛ زیرا از سویی خداوند در قرآن می‌فرماید: «ماه رمضان ماهی است كه قرآن در آن نازل شده است.» (بقره /185)

و از سوی دیگر در آیه اول سوره قدر می‌خوانیم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم.» از همراه كردن این دو آیه مباركه به یكدیگر چنین نتیجه‌گیری می‌شود كه شب قدر خارج از ماه مبارك رمضان نیست و حتما در این ماه قرار دارد.

بنابر روایات اسلامی خداوند اجابت را در میان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روی آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذیرای آن باشند.

وقت قیامت و ظهور امام زمان (عج) را نیز مخفی كرده تا اهل معصیت آنها را دستاویزی برای نیل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بیشتری از خود نشان دهند. بر همین مبنا شب قدر مخفی است و زمان دقیق آن مشخص نیست.

امام علی علیه السلام دلیل مخفی بودن شب قدر را در این می‌داند كه مومنان شب‌های بیشتری را قدر بدانند و به آرزوی درك فضیلت آن به كارهای نیك و عبادت بیشتری پرداخته و از معاصی و زشتی‌ها دوری گزینند و در پرستش خداوند تلاش بیشتری نمایند.

از سوی دیگر شب قدر بایستی مخفی باشد زیرا اگر شب خاصی معین می‌شد، برخی افراد بر اثر توفیق شب زنده‌داری و احیائ آن به عُجب و غرور مبتلا می‌شدند اما هنگامی كه زمان آن معین نباشد، بر اثر مواظبت بیشتر، ملكات فاضله در نفس‌شان راسخ‌تر می‌شود و در نتیجه از بركات و فیوضات بیشتری در این شب‌ها بهره‌مند می‌شوند.

اگر این شب معلوم بود، حرمت و عظمت درخورشان را نداشت، زیرا مردم همواره برای هر چه كه از دید آنها مخفی است، احترام بیشتری قائلند.


فضایل شب قدر

بی‌تردید شب قدر از شب‌های با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب‌ها به اعتبار اموری است كه در این شب محقق می‌شود.


- شب آمرزش گناهان:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در تفسیر سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احیا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده می‌شود.»


- قلب رمضان:

امام صادق علیه السلام فرمودند: «از كتاب خدا استفاده می‌شود كه شماره ماه‌های سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه‌ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»


- بهتر از هزار ماه:

در فرهنگ غنی اسلام، همه چیز را با معیارهای الهی می‌سنجند و بر همین اساس قرآن در مورد این شب می‌فرماید: «لیلة القدر خیر من الف شهر» در دعای 44 صحیفه سجادیه نیز می‌خوانیم: «(عبادت و بندگی در) شبی از شب‌های آن را بر (عبادت در) شب‌های هزار ماه قرار داد (چون خیرات و بركات و سودهای دینی و دنیوی در آن است ) و آن را شب قدر نامید.»


- نزول قرآن در این شب:

طبق روایات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. این نزول دفعی و یكباره قرآن است اما نزول تدریجی و تفصیلی قرآن طی بیست و سه سال دوران نبوت پیامبر گرامی به صورت الفاظ نازل شده است.

از دیگر فضایل این شب نامگذاری یكی از سوره‌های قرآن به نام «قدر» است و این خود گویای فضیلت و اهمیت این شب است. این شب، شب مباركی است زیرا خدا می‌فرماید: و قرآن كه بهترین خیرات و بركات است در این شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)

نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر علیه السلام نیز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز و زكات و انواع كارهای خوب بهتر است از عمل در هزار ماهی كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خیر و سلامت است و از هر امر ناپسندی به دور است و این خود نیز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.


حضرت مهدی(عج)، صاحب شب قدر

بنا بر روایات و ظاهر آیات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لی الله علیه و آله نیست و فرشتگان در شب قدر مقدرات یك سال را نزد «ولی مطلق زمان » می‌آورند و بر او عرضه می‌كنند. این واقعیت از روز نخستین خلقت بوده است و تا قیامت هم ادامه دارد.

از سویی نیز بنابر روایات زمین از نخستین روز خلقت تا آخر فنای دنیا بی‌حجت نخواهد بود چنان كه امام علی علیه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز این شب صاحبانی دارد.»

حجت خدا در زمین در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدی(عج) است و اوست كه حجت خدا و وصی اوصیا و خلیفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پلیدی است و لذا صاحب شب قدر است.

"زهرا رضائیان"


 

نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري امام هادي (ع) خوي در چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 ساعت 11:26 موضوع | لینک ثابت